جمعى از نويسندگان
504
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
ايشان كلمات ناسزا و دور از ادب ميگفت و هميشه ايشان را اذيّت ميكرد . روزى سيّد به پيش استاد خود مى رود و از مشكل خويش شكايت مىكند ، آقاى قاضى ايشان را به صبر و توكّل و تكيه برخدا سفارش مىكند . ايشان اين دستور عملى تربيتى را گوش كرده و به خانه مى آيد . تا اينكه روزى مادر زن ايشان نهايت گستاخى را مىكند ولى سيّد هاشم به خدا توكّل كرده و چيزى نمى گويد و از خانه بيرون شده و به بيابان ميرود در حين قدم زدن مى بيند شخصى شبيه او در حال قدم زدن است و از گزندهاى مادر زنش چيزى به او نرسيده . فهميد كه به مقام تجرّد رسيده ، به خانه بر ميگردد ، به پاى مادر زنش مى افتد و از او تشكر مىكند و با خوشحالى و بدون هيچ احساس غم از صحبتهاى او راحت زندگى مىكند . » تكيه بر خدا چنين مشكلى را سبب قرب و آرامش و شادى مىكند . برخوردارى از اخلاق نيكو : الف ) تواضع : ايشان در خود چيزى نمى ديد كه بخواهد به آن فخر بفروشد بلكه همه چيز خود حتى به دنيا آمدنش را وام دار لطف و محبت امام حسين ( عليه السلام ) مىداند . هميشه در هر موقعيت زمانى و مكانى متواضع بود . قبل و بعد استادى در خانه در بين مردم وشاگردان به « هيچ بودن » خود معترف و در شعر تخلّصش مسكين بود . در ميان خانواده ايشان خودشان را خيلى كم مىگرفت ، حتى وقتى بچه ها به ايشان آيت اللّه ميگفتند ، ايشان مى فرمود : نه من آيت اللّه نيستم . خيلى خودش را پائين ميدانست . سيّد عبّاس كاشانى مىگويد : « من آن موقع سن كمى داشتم ولى ايشان اهل اين حرفها نبود . بچه هاى كم سن و سال هم كه به مجلسشان مى آمدند بلند مى شدند . » ايشان وقتى با شاگردان خويش بيرون ميرود جلويشان راه نمى روند . گاهى انسانهاى ضعيف به محض اينكه داراى لقمه هاى چرب و شيرين مى شوند مثل استادى و مريد داشتن و مورد توجّه مردم واقع شدن خيال ميكنند كسى شده اند و خود را از آنان مبرّا و بهتر مى دانند . ولى قاضى در هر حالى همان قاضى عارف و اصل مى باشد . آيت اللّه سيّد ابوالقاسم خوئى ميگويد : « من هر وقت ميرفتم مجلس آقاى قاضى ، كفش هايم را مى گذاشتم زير بغلم كه مبادا كفشم آنجا باشد و آقاى قاضى بيايد آن را تميز يا جفت كند . » بلاخره اين تواضع عملى آيت اللّه قاضى شاگردى چون علّامه كه تنديس تواضع است را بوجود مى آورد . « علّامه آنقدر متواضع و مودّب بودند و در حفظ آداب سعى بليغ داشتند كه نزديك به چهل سال در مجلس ها به متكّا و يا بالشت تكيه ندادند .